• 09191008128
  • info@DGKI.ir

اهداف رایج کسب‌وکار در سال اول

همه صاحبان کسب‌وکارها باید یک طرح کسب‌وکاری بنویسند که مرحله راه‌اندازی کسب‌وکارشان را تشریح کرده و اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدت را شناسایی کنند. اهداف کسب‌وکار در سال اول، اهدافی کوتاه‌مدت هستند، به‌طوری‌که آن‌ها باید واقع‌بینانه، متمرکز و برای ۱۲ ماه که دوره استارت‌آپ است، زمان‌بندی شود. اهداف کسب‌وکاری معمولاً بر رشد، درآمد حاصل از فروش و گسترش کسب‌وکار تمرکز می‌کند.

رشد و توسعه
هدف کسب‌وکار معمولاً بر رشد شرکت در کوتاه‌مدت تمرکز دارد. این رشد به‌طور خاص هیچ ربطی به رشد مالی ندارد اما رشد شرکت شامل مواردی از قبیل مکان، اندازه دفتر کار یا تعداد مشتریان است. برای مثال؛ هدف یک کسب‌وکار خانگی نقل‌مکان به یک دفتر اجاره‌ای و استخدام یک دستیار است. یکی دیگر از اهداف مشابه، توسعه دفتر اجاره‌ای موجود با اجاره مکان‌های مختلف در سراسر کشور و گسترش کسب‌وکار محلی در کل شهر است.

سه مرحله برای گسترش‌پذیری موفقیت‌آمیز یک استارت‌آپ

رشد موفق هر کسب‌وکار تنها به کیفیت محصولات و خدمات آن بستگی ندارد بلکه پرسنلی که مشغول به فعالیت هستند نیز در این رشد نقش مهمی دارند.
دانیل واینفورتر (Daniel Weinfurter) یک کارآفرین و مدرس دانشگاه در رشته مدیریت در دانشگاه نورث‌وسترن می‌گوید: «به‌منظور انتقال موفقیت‌آمیز یک استارت‌آپ از مرحله اولیه به مرحله گسترش‌پذیری، لازم است که افراد درستی به کار گرفته شوند تا مسیر کسب‌وکار را هدایت کنند. اگرچه محصول و خدمات مهم هستند اما آنچه هدایت‌کنندهٔ اصلی برای گسترش‌پذیری کسب‌وکار است نه محصول است و نه خدمات». واینفورتر می‌گوید که افرادمناسب، هر کاری که لازم باشد را برای رشد کسب‌وکار انجام می‌دهند. «آن‌ها محصول مناسب را می‌یابند، خدمت مناسب را جست‌وجو می‌کنند، فرهنگ سالمی را دنبال می‌کنند و یک تیم باانگیزه در پشت خود دارند»
واینفورتر می‌گوید که مؤسسان و کارآفرینان باید برای هدایت موفقیت‌آمیز فرآیند گسترش‌پذیری یک کسب‌وکار، سه مرحله مهم زیر را پشت سر بگذارند:

شش راه برای کنترل یک استارتاپ با رشد سریع

گریگ اسکلوت (Greg Skloot) از بنیانگذاران ۲۳ ساله کمپانی نرم‌افزارهای مدیریتی Attend.com، در پاسخ به مدیریت رشد سریع استارت‌آپ خود می‌گوید: «اعضای جوان و خلاق تیم به استارت‌آپ‌ها انرژی بسیار زیادی می‌دهند، اما آن‌ها احتمالاً هرگز با سرمایه‌داران برخورد نداشته و یا بر فرآیند استخدام نظارت نکرده‌اند. دلیل آن هم این است که شرکت‌های جدید به دنبال پیدا کردن مدیران ارشد باتجربه برای هدایت کسب‌وکار به سمت جلو هستند، بخصوص در زمانی که محصول و بازار به درستی پیدا شده و استارت‌آپ برای رشد جدی آماده است»
داشتن تعادل در سطوح سنی و تجربه کارکنان باعث پیشرفت شرکت خواهد شد، زیرا به افراد اجازه می‌دهد تا نقاط قوت خود را بروز دهند. کارکنان جوان‌تر می‌توانند ایده‌های جدید را اجرا کنند، درحالی‌که مدیران ارشد می‌توانند با استفاده از سال‌ها تجربه خود در طراحی استراتژی، برنامه‌ریزی و رشد مؤثر باشند. تا زمانی که هر یک از اعضای تیم در هیئت‌مدیره دارای فرهنگ و چشم‌انداز شرکت باشد، استخدام ترکیبی از افراد می‌تواند به رشد سریع و مؤثر شرکت کمک کند. زمانی که این مشاوران جدید را استخدام می‌کنید، نیاز دارید که به عقب گام برداشته و بر روی یک تصویر بزرگ‌تری تمرکز کنید، که نیازمند تعدادی تغییرات در مسیر تجاری شما است.

پنج استارت‌آپی که در حال تغییر جهان هستند

برخلاف آنچه تصور می‌کنیم، پدیده‌هایی که جهان را تغییر دادند هیچ عامل عجیب‌وغریبی در خود نداشته‌اند. این را می‌توان در فضای استارت‌آپ‌ها هم مشاهده کرد. اکثر استارت‌آپ‌هایی که در جامعه خود تأثیرگذار بودند، چیزی را به مردم پیشنهاد می‌دادند که واقعاً موردنیاز آن‌ها بوده است. در ادامه به پنج استارت‌آپی اشاره می‌کنیم که یک اصل مشترک در همه آن‌ها وجود داشته که به‌واسطه همین یک اصل در حال تغییر جهان هستند.

Zappos
Zappos که امروزه محبوب‌ترین و موفق‌ترین فروشگاه آنلاین کفش است، کار خود را با یک ایده خیلی ساده که سایر شرکت‌ها آن را نادیده گرفته‌اند، شروع کرده است: اگر تمام تلاش خود را به بهبود تجربه مشتری متمرکز کنید، آنگاه سایر مسائل به‌خودی‌خود حل خواهند شد. Zappos در تمام مفاهیم و اهدافش ایده خدمات مشتریان را در یک سطح کاملاً جدید تعریف کرده است، و به نظر می‌رسد که کاملاً موفق بوده است.

هفت نکته بازاریابی برای استارت‌آپ‌ها

ما هرروز با انبوهی از برندهایی روبرو هستیم که برای جلب‌توجه ما به‌شدت مبارزه می‌کنند؛ چگونه یک استارت‌آپ می‌تواند در میان این برندها در اولویت ذهنی مخاطبان قرار بگیرد؟ بازاریابی استارت‌آپ شما در فضای کسب‌وکار رقابتی امروز بدون شک دشوار است، اما شما می‌توانید اقداماتی انجام دهید تا مطمئن شوید استارت‌آپ شما در این رقابت شانس موفقیت دارد.
قبل از اینکه نکته‌های زیر را بخوانید، مطمئن شوید که درک کاملی از دو مورد کلیدی در کسب‌وکار خود دارید. اول اینکه باید تمام استراتژی‌های بازاریابی خود را شناسایی کنید و بدانید چه چیزی باعث منحصر به شدن کسب‌وکار شما در بازار خواهد شد. این ویژگی‌ها را شناسایی کنید و در زمان طرح‌ریزی تاکتیک‌های خود آن‌ها را در نظر داشته باشید.

شش استراتژی مدیریت زمان برای استارت‌آپ‌ها

به نظر می‌رسد بسیاری از استارت‌آپ‌ها به خاطر هیجان ناشی از کسب‌وکار جدید ایجاد شده‌اند. مؤسسان استارت‌آپ‌ها، به‌طورمعمول همه لحظات بیداری خود را به کسب‌وکارشان اختصاص می‌دهند حتی در مورد آن رؤیاهای زیادی هم می‌بینند؛ اما بااینکه شور و هیجان زیاد می‌تواند ۲۴ ساعت از ۷ روز هفته کارآفرینان را به جلو سوق دهند، حتی متعهدترین تیم‌های استارت‌آپی نیز، نیازمند یادگیری نحوه مدیریت زمان خود هستند.
فرسودگی شغلی، خطری آشکار از مدیریت ضعیف زمان است. اگر نتوانید به‌موقع به چشم‌انداز خود برسید یا نتوانید جواب شریک بالقوه تجاری خود را در رسیدن به کارهای مورد انتظارش در زمان تعیین‌شده بدهید، به معنی این است که در ایجاد یا استفاده از فرصت‌ها ناتوان هستید و کسب‌وکارتان به موفقیت مدنظرتان نخواهید رسید. مدیریت زمان یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های کارآفرینان و صاحبان کسب‌وکارها به شمار می‌رود. در زیر چند ترفند بیان شده که کمک می‌کند از ۲۴ ساعت زمان خود بیشترین بهره را ببرید:

پنج مورد از معروف‌ترین (و مؤثرترین ) هک‌های رشد در تمام زمان‌ها

استارت‌آپ‌ها نوع خاصی از شرکت‌هایی هستند که وارد بازار می‌شوند. اگر یک شرکت بزرگ در حال عرضه‌ی یک محصول جدید باشد، شما ممکن است انتظار تبلیغات تلویزیونی، تبلیغات آنلاین و  شاید حتی استخدام دفتر روابط عمومی و به‌کارگیری شرکای توزیع بزرگ را داشته باشید. اما استارت‌آپ‌ها بودجه‌ی موردنیاز برای انجام این کار را ندارند. پس استارت‌آپ‌ها چه‌کار می‌کنند؟ آن‌ها بر اشکال ارزان‌تر بازاریابی تکیه می‌کنند: وبلاگ نویسی، ایمیل، تاکتیک‌های ویروسی و ... .

سپس هک‌های رشد وجود دارند. هک‌های‌ رشد، ترفندهای هوشمندانه‌ی بازاریابی است که توسط استارت‌آپ‌ها به‌منظور رسیدن به کاربران بیشتر (اغلب با هزینه‌ی رایگان و یا بسیار کم) استفاده می‌شود. گاهی اوقات هک‌های رشد ساده هستند و گاهی اوقات کاملاً فنی. اما آنچه بین همه‌ی آن‌ها مشترک است کارآمدی بالای آن‌ها است.

در اینجا پنج مورد از معروف‌ترین هک‌های رشد‌ را معرفی می‌کنیم:

چهار استراتژی بی‌نظیر هک رشد برای استارت‌آپ‌ها

با این استراتژی‌های هک رشد، مخاطبان برند خود را مؤثرتر و کارآمدتر بسازید.
در مرحله‌ی اولیه‌ی استارت‌آپ، یکی از سخت‌ترین چالش‌های پیش روی شما کسب شهرت برای برند کسب‌وکارتان و ایجاد مشتریان وفادار است. زمانی که شما در مرحله‌ی شروع کارتان هستید، تقریباً غیرممکن است که بتوانید از طریق روش‌های سنتی با شرکت‌های بزرگ‌تر و باسابقه‌ی تأسیس بیشتر رقابت کنید، بنابراین شما برای رشد سریع و کارآمد شرکت خود، نیاز به خلاقیت دارید.
نیاز به کسب مخاطبان بیشتر در مدت‌زمان کوتاه چیزی است که شما را به «هک رشد» سوق می‌دهد. بسیاری از استارت‌آپ‌ها استراتژی هک رشد را به‌منظور دستیابی به رشد سریع باوجود داشتن منابع محدود به کار می‌برند. ازآنجاکه هک رشد نیاز به سطح معینی از خلاقیت، تفکر انتقادی و برنامه‌های کاربردی منحصربه‌فرد دارد، استراتژی‌های خاص هک رشد ممکن است برای هر کسب‌وکاری خوب عمل نکند. باوجود این‌که هر شرکتی برای انجام هک رشد به‌گونه‌ای متفاوت عمل می‌کند، شیوه‌های معینی وجود دارند که برای اکثر استارت‌آپ‌ها بدون توجه به محصول یا خدمت آن‌ها، مؤثر عمل می‌کنند.
اگر شما در مراحل اولیه استارت‌آپ به دنبال رشد سریع مشتریان خود بدون نیاز به‌صرف هزینه‌ی بالا هستید، سعی کنید با استفاده از این استراتژی‌ها مشتریان بالقوه را به حمایت از کسب‌وکار خود جلب کنید و آن‌ها را به مشتریان وفادار و بلندمدت تبدیل نمایید.

چه کسانی به‌طور خاص از هک رشد سود می‌برند؟

۱-استارت‌آپ‌ها
در مرحلهٔ اولیهٔ راه‌اندازی یک استارت‌آپ، چیزی که باید بیشتر از همه به آن توجه کنید؛ ایجاد حس اعتماد در مشتریان نسبت به برندتان است.
زمانی که آن‌ها احساس اعتماد کنند، محصول یا خدمات شما را خریداری خواهند کرد و دیگران را هم به کسب‌وکار شما ارجاع خواهند داد. هک رشد می‌تواند به شما کمک کند که بلافاصله این حس اعتماد را در مشتریانتان ایجاد کنید.

چرا شبکه‌های اجتماعی برای استارت‌آپ شما بسیار مهم هستند؟

شما در شبکه‌های اجتماعی حضور پیداکرده‌اید، اما بعدازآن چه؟
باید بدانید که چگونه پتانسیل اجتماعی را برای رسیدن به اهداف کسب‌وکار خود به حداکثر برسانید.
شما شبکه‌های اجتماعی خود را راه‌اندازی کرده‌اید. در فیس‌بوک، توییتر، یوتیوب، پین‌تر است و گوگل پلاس حضور دارید. همهٔ آن‌ها عالی به نظر می‌رسند و شما آیکون تمام این رسانه‌های اجتماعی را در وب‌سایت خود قرار داده‌اید. بااین‌حال، سؤال بزرگ این است که چرا؟